سلام اقا سيد
ترا من دوست ميدارم تو نيمي از من سر گشته بي اشيان هستي شبانگاهي كه سنگ تنم را از تو تراشيدند ترا از من جدا كردند
مرا بادانه هاي رنج بروردند مرا باغم هاي جاويدان اشنا كردند ولي تو اشناي ديرين من بودي بدان اي گوهر زيبا ترا بضرب تيشه شعرم به سنگ جاودانيها نقش ميبندم من بي تو قصر قلب پاكم را به ضرب تيشه غم ويران مي كنم و از مژگان جشمانم جون ابر پرگرفته تازه از چنيا به هرچم اشك ميريزم به پائيزان ميريزم تو را من دوست ميدارم و بي تو ميسوزم. بدان من بي تو ميميرم
داداش خيلي زيبا بود موفق باشي