وبلاگ :
خانه متروك
يادداشت :
ارزو؟
نظرات :
0
خصوصي ،
20
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
مهدي(زندگي مي گويد اما...)
دشتهاآلوده ست
درلجنزار گل لاله نخواهد روييد
فكر نان بايد كرد
وهوايي كه در آن
نفسي تازه كنيم
اي دريغاكه همه مزرعه دلهارا
علف هرزه كين پوشانده ست
هيچكس فكرنكرد
كه درآبادي ويران شده ديگر نان نيست
وهمه مردم شهر
بانگ برداشته اند
كه چرا سيمان نيست
وكسي فكر نكرد
كه چراايمان نيست
وزماني شده است
كه به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيست